خانه » شعر دود می خیزد اثر سهراب سپهری از کتاب مرگ رنگ

شعر دود می خیزد اثر سهراب سپهری از کتاب مرگ رنگ

اشعار 11 جولای 2026 1 دقیقه مطالعه
شعر دود می خیزد اثر سهراب سپهری از کتاب مرگ رنگ

سلام به کاربران 24 تایمز.
امروز با شعر زیبای دود می خیزد از سهراب سپهری با شما هستیم.
با ما همراه باشید.
دود می خیزد ز خلوتگاه من کس خبر کی یابد از ویرانه ام ؟
با درون سوخته دارم سخن کی به پایان می رسد افسانه ام ؟
دست از دامان شب برداشتم تا بیاویزم به گیسوی سحر خویش را از ساحل افکندم در آب لیک از ژرفای دریای بی خبر بر تن دیوارها طرح شکست کس دگر رنگی در این سامان ندید چشم می دوزد خیال روز و شب از درون دل به تصویر امید تا بدین منزل پا نهادم پای را از درای کاروان بگسسته ام گر چه می سوزم از این آتش به جان لیک بر این سوختن دل بسته ام تیرگی پا می کشد از بام ها صبح می خندد به راه شهرمن دود می خیزد هنوز از خلوتم با درون سوخته دارم سخن

مشاهده مطالب مشابه...

ارسال دیدگاه جدید

1 دیدگاه تایید شده
  • جلال شیرازی 2 ماه پیش

    چه حالی داره این شعر! آدم یاد لحظههایی میفته که با خودش خلوت کرده و همهی حرفها مونده ته دلش. این «دود» که از خلوتگاه بلند میشه، یه جورایی همون رازهای نسفتهایه که هیچکس خبر نداره. راستش من بیشتر از نتیجهگیری، به همون «دل بستن به سوختن» فکر میکنم؛ اینکه آدم با همهی درد، باز به همون آتیش دل میبنده. چیز عجیبیه که شاعر از شکستن روی دیوارها میگه ولی هنوز چشمش به تصویر امیده. این تضاد رو دوست دارم؛ همون که بین ناامیدی و امید میچرخه و تهش صبح میخنده به راه شهر.