شعر پرده اثر سهراب سپهری از کتاب زندگی خوابها
سلام به کاربران 24 تایمز.
امروز با شعر زیبای پرده از سهراب سپهری با شما هستیم.
با ما همراه باشید.
پنجره ام به تهی باز شد و من ویران شدم پرده نفس می کشید دیوار قیر اندود از میان برخیز پایان تلخ صداههای هوش ربا فرو ریز لذت خوابم می فشارد فراموشی می بارد پرده نفس می کشد شکوفه خوابم می پژمرد تا دوزخ ها بشکافند تا سایه ها بی پایان شوند تا نگاهم رها گردد در هم شکن بی جنبشی ات را و از مرز هستی من بگذر سیاه سرد بی تپش گنگ