شعر شکپوری اثر سهراب سپهری از کتاب شرق اندوه
سلام به کاربران 24 تایمز.
امروز با شعر زیبای شکپوری از سهراب سپهری با شما هستیم.
با ما همراه باشید.
بر آبی چین افتاد سیبی به زمین افتاد کامی ماند زنجر خواند همهمه ای خندیدند بزمی بود برچیدند خوابی از چشمی بالا رفت این رهرو تنها رفت بی ما رفت رشته گسست :
من پیچم من تابم کوزه شکست من آبم سنگ پیوندش با من کو ؟
آن زنبور پروازش تا من کو ؟
نقشی پیدا آیینه کجا ؟
این لبخند لبها کو ؟
موج آمد دریا کو ؟
می بویم بو آمد از هر سو آمد هو آمد من رفتم او آمد او آمد







