نام قدیم خیابان آزادی تهران
خیابان آزادی که حالا شریان اصلی غرب تهران محسوب میشه، قبل از سال ۵۷ به اسم خیابان «آیزنهاور» شناخته میشد؛ نامی که به افتخار دوایت آیزنهاور، رئیسجمهور وقت آمریکا، روی این مسیر طولانی گذاشته بودند.
ریشه نامی که پاک شد
این خیابان به یاد سفر آیزنهاور به تهران در سال ۱۳۳۸ ساخته و نامگذاری شد. اون سالها، ایران در تبوتاب مدرنیزاسیون بود و نامگذاری خیابانها به اسم سران کشورهای غربی، بخشی از دیپلماسی اون دوران محسوب میشد. تهران اون زمان در حال کشوقوس بین سنت و تجدد بود و خیابان آیزنهاور عملاً نمادی از همین نگاه به غرب به شمار میرفت.
ماجرا فقط به اسم خیابان محدود نمیشد. وقتی از میدانی حرف میزنیم که الان «آزادی» است، باید یادمان بیاید که قبلتر بهش میگفتند «میدان شهیاد». این تقارن اسمی یعنی کلِ این مسیر از میدان انقلاب (که خودش «۲۴ اسفند» بود) تا میدان آزادی، یک پروژه بزرگِ هویتسازیِ شهری بود. شهرسازها میخواستند با این بلوار، دروازه غربی تهران را به نمادی از شکوهِ حاکمیت وقت تبدیل کنند.
خیابانها چطور حافظه تاریخی را حمل میکنند؟
تغییر نامهای شهری همیشه فراتر از یک تابلوی فلزی ساده بوده است. وقتی نگاهی به کتاب «تهران؛ شهر بیحفاظ» نوشته علیاکبر ساعدی میاندازیم، میبینیم که نویسنده چطور به تغییرات کالبدی و اسمی تهران به عنوان ابزاری برای تغییرِ «حافظه جمعی» نگاه میکنه. انگار هر حکومتی که میآید، اولین کاری که میکند، دست بردن توی شناسنامه فیزیکی شهر است.
آیزنهاور رفت و جای خودش را به آزادی داد؛ تغییری که نه فقط یک اسم، بلکه کلِ کانسپتِ عبور و مرورِ ذهنیِ مردم این شهر را عوض کرد. امروز وقتی توی ترافیکِ همیشگیِ آزادی گیر میکنیم، شاید کمتر کسی به این فکر کند که زیر این آسفالتها و لابهلای خاطراتِ تاکسیرانهای قدیمی، هنوز ردپای سیاستهای دههی ۳۰ خورشیدی باقی مانده. آیا شهرها واقعاً میتوانند هویت جدیدی بگیرند یا ما فقط روی لایههای قدیمی، لایههای جدیدی از معنا میکشیم؟ شاید این خیابان هیچوقت برای نسلهای قدیمیتر، کاملاً «آزادی» نشده باشد.